أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )

100

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )

باشند از دو حال بيرون نباشد يا با او باشند تا بوده و قديم باشند يا پديد آمدند براى او اگر قديم باشند همتاى او گردند و يكتائى در ميان نباشد و دليل بر يكتائى او گذشت بعلاوه اگر صفت همتاى موصوف شد چرا صفت او باشند و چرا او صفت آنها نباشد . و اگر اين صفات نامبرده براى او پديد شدند و با او نبودند بايد پيش از آن فاقد آنها باشد با اينكه بدليل ثابت شده كه خدا سبحانه هميشه زنده و پاينده و توانا و دانا بوده بعلاوه اگر پديد شده باشند پديد كنى بايست دارند و نميشود پديد آرندهء آنها جز خود خدا باشد زيرا او است علت نخست همه چيز و قديم لم يزل و چگونه مىشود مرده خود را زنده كند يا ناتوان خود را توانا سازد و خردمند ميداند كه اين محال و باطل است و دانسته شد كه او بذات خود زنده و پاينده و توانا و دانا است نه بمعنائى جز ذات خود . و بسا كه بطور مجاز گفته شود كه او قدرت دارد ، دانش دارد يا گفته شود خدا چنين گفته و مقصود اينست كه آن را فرو فرستاده و بدان دانا بوده ، و مسلمانان گويند قدرت خدا بزرگ است و مقصود بزرگ شمردن مقدور اوست و بيان اينكه هر چه خواهد در نماند ولى از نظر تحقيق خدا بذات خود توانا و دانا است و از امير مؤمنان عليه السلام در سخنرانى يگانه‌شناسى خدا روايت است كه : نيست ميان او و دانسته‌اش دانشى جز خودش و وسيلهء ديگرى براى دانش او در ميان نيست و اين گفتار حضرتش صريح است در اينكه خدا به خود و هستى يكتاى خود دانا است و در حقيقت دانشى جدا از ذات خود ندارد برتر است خدائى كه مانندى ندارد . جبريهاى اشاعره معتقدند كه خدا را صفاتى قديم باشد ولى جز خود او نباشند و جز يك ديگر نباشند و اين سخن ناباور خرد است و فهم نشود و همه خردها گواهند كه چند چيزى كه در شمار آيند و هستى دارند و هر كدام نمود ويژه‌اى دارند جز غير هم باشند و جز همدگر باشند و نميشود شش يك باشد و ذات و صفات كه دو